با خـــــود صادق باشـــیم
چرا بخشی از ما خیلی دیر متوجه نقائص زبانآموزی خود میشویم؟
سیستمهای ارزیابی مراکز آموزشی ایراد دارند یا ما خود را گمراه کردهایم.
مشکل از اینجا آغاز میشود که خیلی از ما زبان انگلیسی میخوانیم اما بدون هدف روشن و با این فرض که از هر روشی که استفاده کنیم و هر گونه مواد آموزشی که بکار ببریم به هدف مورد نظر خواهیم رسید.
یکی از بدترین عادات یادگیری در ایران عادت میل به پشتسر گذاشتن سریع مراحل تحصیلی بدون توجه به کیفیت و عمق فراگیری.
البته این موضوع به زبانآموزی محدود نمیشود.
در یک مرکز آموزش زبان ما عموماً چه میکنیم؟
۳ یا ۴ درس فلان کتاب آموزشی باید در یک ترم آموزش داده شوند. ما مرتباً صفحات این دروس را ورق میزنیم تا فاصله امروز تا صفحه هدفگیری شده را بدانیم. در این صفحات نکات گرامری یا لغات را نظیر همان مباحث دوره لیسانس مرور و در صورت لزوم به خاطر میسپاریم.
بیشترین فشار را هم در شب امتحان پایان ترم میآوریم که این ترم را با خاطری خوش به پایان برسانیم و پس از آن نه آن نکات گرامری کاربردی زنده و بیرونی برای ما خواهند داشت، نه لغات و اصطلاحات و نه هیچ چیز دیگر.
برای ما هدف فراگیری و بکارگیری این مهارتها نبوده بلکه قصد ما رسیدن به فلان صفحه در کتاب به هر شکل ممکن بوده است. در این حالت، کتاب آموزش زبان انگلیسی نه قطبنمایی برای حرکت به سمت سایر کتب، امکانات و مواد آموزشی و بهرهگیری از همه آنها در زندگی روزمره، بلکه جزوهای برای به پایان رساندن، از شرش خلاص شدن و به کناری افکندن است.
تا زمانیکه نگاه ما به آموزش (هر مسئلهای خصوصاً زبان) این باشد، به جای مطمئنی تکیه نخواهیم زد.
اگر آنچه در بالا گفته شد را منطقی دانستیم آنگاه برای اصلاح روشها و شروع یک فرآیند زمانآموزی موثر و موفق آماده خواهیم شد.
